یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛
سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛
با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛
نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛
یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب
حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی

انسان را را با فخر و مباهات چه‌کار؟!

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۵ ب.ظ


بسیار اتفاق می‌افتد که انسان در اثر غفلت به داشته‌هایش مباهات کرده و به مال و مقام خود می‌نازد. گویا فراموش می‌کند هر چه دارد از آن پروردگاری است که چند روزی آن‌ها را در اختیار او قرار داده است و این خداست که هرلحظه بخواهد می‌تواند جان او را و هرچه دارد را از او بگیرد.

برای بیداری از این خواب غفلت، انسان باید اندیشه نماید که حیات و مماتش در دست خدایش است؛ تأمل کند که جسمش از چه چیز بی‌ارزشی خلق‌شده و به چه چیز بی‌ارزشی تبدیل خواهد شد؟! تفکر کند که از خودش هیچ‌چیز ندارد و تمام بهره‌های مادی و معنوی‌اش از آن پروردگار جهانیان است؛ و به‌طورکلی بداند که تمامی شئون زندگی‌اش تحت ربوبیت خداوند خالق قادر است.

بهترین بیان در این مورد را امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند که:

«مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِیفَةٌ وَ لَا یَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا یَدْفَعُ حَتْفَهُ»1

پسر آدم را با فخر و مباهات چه‌کار که اوّل او منى و آخر او مردار بدبو است؛ نه می‌تواند خود را روزى مى‏دهد و می‌تواند مرگ را از خودش دفع ‏نماید.


پی‌نوشت:

1. حکمت 454 نهج البلاغه

  • فرزند انقلاب

تکبر

فخر

مباهات

مرگ

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی