یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛
سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛
با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛
نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛
یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب
حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.


خداوند در قرآن کریم تشبیه بسیار رسا و محسوسی  دربارۀ فرق میان طریق حق که همان ایمان به خدا و عمل صالح است و طریق باطل که عبارت از شرک و عمل زشت است و همچنین فرق تفصیلى میان اهل آن دو طریق یعنى مؤمنین و مشرکین می ­آورد:1

«أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رابِیاً وَ مِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ»2

 

در این  آیه، براى حق و باطل (مؤمن و کافر) دو مَثَل آورده شده است:

حق را تشبیه به آب کرده و باطل را تشبیه به کف بی دوامی کرده که هنگام جریان سیلابها بر روى آن ظاهر می­شود.

حق را تشبیه به طلا و نقره خالص و باطل را تشبیه به کف سیاهی نموده که هنگام ذوب شدن این فلزات بر روى آنها ظاهر می­ گردد.

همچنانکه آب زلال و موادى که براى مردم قابل بهره­بردارى است در روى زمین باقى مى‏مانند و مردم از آنها استفاده مى‏کنند، مثل مرد مؤمن و عقاید خالصش مانند آبى است که حیات حیوانات و گیاهان به آن بستگى دارد و مانند امثال طلا و نقره است که در زندگى این جهان مورد استفاده مردم هستند؛ و همچنانکه کف روی آب و کف روی فلزات مذاب دوام نداشته و قابل استفاده نیسند، مرد کافر و کفرش نیز بی فائده بوده و از بین می­ روند.3


با توجه به این تمثیل، معناى تفصیلی آیه چنین می­شود:

«خداى سبحان از آسمان که در جهت بالا قرار دارد، بوسیله بارانها آبى را فرود آورد و در مسیل‏هایى که در محل باران‏ها قرار دارند و از نظر وسعت و بزرگى با هم مختلفند، هر کدام به قدر مخصوص خود یعنى در مسیل بزرگ بقدر ظرفیت آن و در مسیل کوچک به قدر ظرفیتش آب جارى گردید و سیل براه افتاد، پس سیل‏هاى جارى در هر مسیل، کفى گردنده به روى خود انداخت، بطورى که روى آب را پوشانید. البته تنها کف از سیل ناشى نمى‏شود؛ بلکه از آنچه هم که آتش بر آن مى‏دمند تا از آن (طلا و نقره) زینت و یا از آن (آهن و مس و غیره) اثاث زندگى درست کنند کفى پدید مى‏آید مانند کف سیل و همچون آن بر روى ماده مذاب مى‏چرخد و بالا مى‏آید. خدا این چنین حق و باطل را اثبات و مشخص مى‏کند، همانطور که کف را از سیل و از طلا و نقره و مس جدا مى‏سازد».4


پی‌نوشت:

1. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏11، ص: 334

2. سوره رعد، آیه 17

3. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏6، ص: 441

4. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏11، ص: 336

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی