یادداشت‌های یک طلبه

یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛
سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛
با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛
نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛
یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب
حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

خداوند در قرآن کریم انسان مؤمن را تشبیه به زمین پاک و حاصلخیز، و کافر را تشبیه به زمین بدطینت و ناپاک نموده است:

«وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداً‏»1

و سرزمین پاک (و حاصلخیز) روئیدنیش (که پربرکت و سودمند است) به اذن خدایش بیرون مىآید و زمینی که ناپاک است (گیاهش) جز اندکى ناچیز بیرون نمىآید.

 

این آیه صرفنظر از انضمامش به آیه قبلى مىرساند که اعمال حسنه و آثار ارزنده از گوهر پاک سرچشمه مىگیرد، و اعمال زشت و آثار سوء آن از فاعلی ناپاک نشأت میگیرد. ولی اگر آن را به انضمام آیه قبلی (که در مورد نزول باران و زنده شدن زمین است و در مورد زنده شدن مردگان در روز قیامت است)2 یک جا در نظر بگیریم، این معنا را مىفهماند که مردم گر چه در قبول فیض پروردگار اختلاف دارند، و لیکن این اختلافشان از ناحیه خود ایشان است؛ و گر نه رحمت الهیه عام و مطلق است.3

در آیه فوق براى اینکه گمان نشود یک نواخت بودن باران دلیل آن است که همه سرزمینها یکسان زنده شوند و براى اینکه روشن گردد استعدادها و آمادگیهاى متفاوت سبب استفادههاى مختلف از مواهب الهى مىشود، اشاره به یک مساله مهم است که در زندگى این جهان و جهان دیگر در همه جا تجلى مىکند، و آن اینکه تنها" فاعلیت فاعل" براى به ثمر رسیدن یک موضوع، کافى نیست بلکه استعداد و" قابلیت قابل" نیز شرط است.4

به قول سعدی:

«باران که در لطافت طبعش خلاف نیست 
در باغ لاله روید و در شوره بوم خس»5

 

مرحوم طبرسی در مجمع البیان می­فرماید:

هرچند زمین­ها همه یکى هستند. ولی زمین خوب و حاصل­خیز، خیر و برکت مىدهد و زراعت آن خوب و پرفایده است؛ درحالی­که زمین ناقابل و شورهزار، برکتى ندارد و در چیزی جز خار و خس نمىرویاند.

مردم نیز همه از خون و گوشت و رگ و ریشه آفریده شدهاند؛ اما گروهى آمادگى دارند و موعظه را مىپذیرند و گروهى سنگدل بوده و موعظه در دل آنها اثر نمىگذارد».6

 

برخی از مفسرین این آیه را مثلى درباره مؤمن و کافر می­دانند.

از "ابن عباس" روایت شده که دربارۀ آیه فوق گفته است:

«الْبَلَدُ الطَّیِّبُ مثلی است که خداوند برای مؤمن آورده است و همچنانکه زمین پاک و حاصلخیز محصولش پاک و مبارک است، مؤمن نیز هم خودش و هم کلامش طیب و پاکیزه است. همچنین وَ الَّذِی خَبُثَ را مثلی برای کافر آورده است؛ زیرا همچنانکه از زمین بدطینت و شوره زار برکتی حاصل نمی­شود، کافر نیز هم خودش و هم عملش خبیث و ناپاک است».7

از "قتادة" نیز نقل شده درمورد آیه فوق گفته است:

«الْبَلَدُ الطَّیِّبُ مثلی است که خداوند برای مؤمن آورده است که قرآن را می­شنود، آن را می­فهمد، به آن عمل کرده و از آن بهره­مند می­شود؛ همانند زمین پاک و حاصلخیز که وقتی باران به آن نازل میشود، می­رویاند و آباد می­شود. همچنین الَّذِی خَبُثَ را مثلی برای کافر آورده است؛ زیرا کافر قرآن را نمی­فهمد، به آن عمل نکرده و بهره­ای از آن نمی­برد؛ مثل زمین بدطینتی که وقتی باران بر آن می­بارد چیزی از آن روییده نمی­شود».8

از "سدی" نیز نقل شده درمورد آیه فوق گفته است:

«این آیه مثلی است که در قلب مؤمن و قلب کافر آورده شده است. همچنانکه وقی باران به زمین حاصلخیز میخورد گیاهان را میرویاند، قرآن نیز وقتی به قلب مؤمن نازل میشود ایمان او را راسخ تر میکند؛ و همچنانکه وقتی باران به زمین بدطینت نازل شود چیزی قابل توجهی از آن روییده نمیشود، قرآن نیز وقتی به قلب کافر داخل میشود، ایمانی در او ایجاد نمیشود و ثمری برای او حاصل نمیشود».9

از "مجاهد" نیز نقل شده درمورد آیه فوق گفته است:

«این آیه مثلی است که خداوند برای حضرت آدم (علیه السلام) و ذریه اش زده است. زیرا همه آنها از نفس واحدی خلق شده اند؛ ولی بعضی از آنها به خداوند و کتابش ایمان آورده و پاک میشوند، و بعضی دیگر به خداوند و کتابش کافر شده و خبیث میشوند».10



پی‌نوشت:

1. سوره اعراف، آیه 58

2. «وَ هُوَ الَّذِى یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرَا بَینْ‏َ یَدَىْ رَحْمَتِهِ  حَتىَّ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن کلُ‏ِّ الثَّمَرَاتِ  کَذَالِکَ نخُرِجُ الْمَوْتىَ‏ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» (سوره اعراف، آیه 57)

3. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏8، ص 161

4. تفسیر نمونه، ج‏6، ص: 216

5. گستان سعدی، حکایت 4

6. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏4، ص: 666

7. الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏3، ص: 94

8. الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏3، ص: 94

9. الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏3، ص: 94

10. الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏3، ص: 94

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی