یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛
سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛
با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛
نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛
یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب
حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی


یکی از بازماندگان حادثۀ عاشورا که جزء اسراء بود و بعد از جریان اسارت با اهل‌بیت علیهم‌السلام به مدینه بازگشت، «ابو محمد عبدالله بن العباس بن علی بن أبی طالب‏» فرزند حضرت ابواللفضل علیه‌السلام بود.[1]

 

نقل شده که حضرت ام‌البنین هرروز نوۀ خود عبدالله بن عباس را با خود همراه می‌کرد و به بقیع رفته و برای حضرت ابوالفضل علیه‌السلام نوحه و مرثیه می‌گفت. مردم نیز گرد ایشان جمع شده و گریه می‌کردند. [2]

 

ازجمله مرثیه‌های این بانوی بزرگوار این اشعار سوزناک بود:[3]

یا من رأى العباس کر على جماهیر النقد

و وراه من أبناء حیدر کل لیث ذی لبد

(اى که عباس را دیدى حمله می‌کرد بر توده‌های فرومایه؛ و از فرزندان حیدر هر شیر یال دارى دنبال او بود)

انبئت أن ابنی اصیب برأسه مقطوع ید

ویلی على شبلی أمال برأسه ضرب العمد

(خبردار شده‌ام که به سر فرزندم ضربت واردشده درحالی‌که بریده دست بود؛ واى بر من بر شیر بچه‌ام که ضربت عمود سرش را خمیده کرد)

لو کان سیفک فی یدیک لما دنا منک أحد

(اگر شمشیرت در دستت بود کسى نمی‌توانست به تو نزدیک شود)

 

و همچنین این اشعار جان‌گداز که:[4]

لا تدعونی‏ ویک‏ أمّ البنین

تذکرینی بلیوث العرین

(مرا دیگر مادر پسران مخوان که مرا به یاد شیران بیشه‌ام می‌اندازی)

کانت بنون لی ادعى بهم

قد واصلوا الموت بقطع الوتین

(من چهار پسر داشتم که با آن‌ها خوانده می‌شدم؛ ولی با بریده شدن رگ حیات یکى پس از دیگرى به مرگ پیوستند)

تنازع الخرصان أشلاءهم

فکلهم أمسى صریعا طعین

(نیزه‌ها بر پیکرهایشان ستیزه داشتند؛ همه آنان با تن مجروح به خاک افتادند)

یا لیت شعرى أ کما أخبروا

بأن عباسا قطیع الیمین

(ای‌کاش می‌دانستم آن‌چنان است که خبر دادند آیا دست عباسم بریده شده بود؟!)



[1] شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام؛ ج‏3؛ ص 198

[2] پاورقی حسینی جلالی بر «شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم‌السلام»، ج‏3، ص 186

[3] همان منبع، ص 186

[4] همان منبع، ص 187


نظرات  (۳)

تسلیت عرض می‌کنم :(
متشکر
مرثیه های مادرانه حضرت ام البنین بسی سوزناک است.!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی