یادداشت‌های یک طلبه

گاهی مطلبی تأثیرگذار می‌خوانم؛ سخنانی حکیمانه می‌شنوم؛ با نکاتی جالب مواجه می‌شوم ...
اینجاست که حیفم می‌آید این مطالب را از دست بدهم؛ نمی‌خواهم فراموششان کنم؛
و البته دوست دارم دیگران نیز از این مطالب بهره‌مند شود.
مخصوصاً اگر این مطالب، کلام‌الله باشند؛ یا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام باشند.
چراکه خودشان فرموده‌اند:
إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوب: حدیث ما دل‌ها را زنده کند...
این وبلاگ وسیله‌ای است برای این هدف تا چنین مطالبی ثبت‌شده و منتشر شوند.

طبقه بندی موضوعی

یکی از زیباترین اشعار درباره‌ی فضائل امام زین‌العابدین علیه‌السلام، قصیده‌ای بود که جناب فرزدق در کنار خانۀ کعبه و هنگام استلام حجرالاسود توسط حضرت امام سجاد علیه‌السلام، سروده شد.

 

در فرازی از این قصیدۀ نورانی آمده است:

«یَکَادُ یُمْسِکُهُ عِرْفَانَ رَاحَتِهِ / رُکْنُ الْحَطِیمِ إِذَا مَا جَاءَ یَسْتَلِم»‏[1]

یعنی: هنگامى که امام سجاد علیه‌السلام براى دست مالیدن و بوسیدن حجرالاسود مى‏آید، نزدیک است رکن حطیم (یعنی آن قسمت دیوار کعبه که در میان حجرالاسود و درب خانۀ کعبه است) به خاطر آشنائى با آن دست، آن را نگهدارد.


این بیت اشاره دارد به این مطلب که بیشتر از این که امام سجاد علیه السلام مشتاق لمس کردن حجرالاسود باشد، این حجرالاسود است که مشتاق لمس کردن دست آن حضرت است.

 

هرچند در نگاه اول، این مطلب به صورت شعر وخیالی بیان شده است، ولی در یکی  معجزات آن حضرت، این مطلب تحقق یافته است و هنگام استلام حجر الاسود توسط ایشان، این سنگ به سخن در آمده و به امامت حضرت زین‌العابدین علیه‌السلام شهادت داده است.

جریان این واقعۀ عجیب از این قرار است:

 

در یکی از ملاقاتهای امام سجاد علیه‌السلام با عمویش محمد بن حنفیه که بعد از شهادت امام حسین علیه‌السلام و در جوار خانۀ کعبه رخ داد، برای اینکه به مجمدبن‌حنفیة ثابت شود که از بین دو نفرشان چه کسی امام است، حضرت به عمویشان فرمودند که جلو برود و به طرف خداوند دعا و تضرع کند تا سنگ با او سخن گفته و بر امامت او شهادت دهد.

محمد بن حنفیه جلو آمد و هر چه دعا و تضرع کرد سنگ با وى سخن نگفت.

حضرت سجاد علیه‌السلام فرمود: «اى عمو، اگر تو امام بودى سنگ با شما سخن می‌گفت».

محمدبن‌حنفیة گفت: اینک شما بروید و دعا کنید.

امام علیه‌السلام جلو رفتند و دعا کردند؛ سپس فرمودند:

«أَسْأَلُکَ‏ بِالَّذِی‏ جَعَلَ‏ فِیکَ‏ مِیثَاقَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَوْصِیَاءِ وَ مِیثَاقَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ لَمَّا أَخْبَرْتَنَا مَنِ الْوَصِیُّ وَ الْإِمَامُ بَعْدَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهماالسلام»:

به خداوندى که عهود و میثاق پیامبران را در تو نهاده است، با زبان عربى فصیح سخن بگو و امام بعد از حسین بن علی علیهماالسلام را معرفى کن.

در این هنگام سنگ از جاى خود حرکت کرد و نزدیک بود از مکانش زایل گردد؛ در این هنگام خداوند او را به لسان عربی مبین به نطق آورد و آن سنگ چنین گفت:

«اللَّهُمَّ إِنَّ الْوَصِیَّةَ وَ الْإِمَامَةَ بَعْدَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیهماالسلام) إِلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ بْنِ فَاطِمَةَ (علیهم السلام) بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ»

بار خدایا امامت و وصیت بعد از حسین بن علی علیهماالسلام بر عهده علی بن الحسین‌ بن علی و فرزند فاطمه علیهم‌السلام است.[2]



[1] الإختصاص ؛ ص192

[2] بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم؛ محمد بن حسن صفار ؛ ج‏1 ؛ ص502

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی